جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Black ice
01
یخ سیاه, لایه نازک یخ
a thin, nearly invisible layer of ice on a road surface, often causing dangerous driving conditions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
black ices
مثالها
He warned drivers about the black ice on the bridge.
او رانندگان را در مورد یخ سیاه روی پل هشدار داد.



























