جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tickled pink
01
ذوقمرگ, هیجانزده
filled with extreme happiness, excitement, or satisfaction
اصطلاح
مثالها
She was tickled pink when she found out she got the scholarship.
وقتی فهمید بورسیه گرفته ذوقمرگ شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ذوقمرگ, هیجانزده
وقتی فهمید بورسیه گرفته ذوقمرگ شد.