جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to tee off
01
ضربه زدن از روی تی, شروع کردن سوراخ
strike a ball from the teeing ground at the start of a hole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
tee
زمان حال
tee off
سومشخص مفرد
tees off
وجه وصفی حال
teeing off
گذشته ساده
teed off
اسم مفعول
teed off
02
عصبانی کردن, آزار دادن
to anger, irritate, or annoy someone
slang
مثالها
She was teed off when they canceled her flight last minute.
او عصبانی بود وقتی که پروازش را در دقیقه آخر لغو کردند.



























