جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Taxi rank
01
ایستگاه تاکسی
an area where taxis stand in a line to pick up passengers
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
taxi ranks
مثالها
We waited at the taxi rank for a cab to take us to the hotel.
ما در ایستگاه تاکسی منتظر تاکسی بودیم تا ما را به هتل ببرد.



























