جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Swot
01
کرم کتاب, دانش آموز حفظی
an insignificant student who is ridiculed as being affected or boringly studious
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
swots
to swot
01
سخت درس خواندن
to study hard and quickly, especially before an exam
Dialect
British
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
swot
سومشخص مفرد
swots
وجه وصفی حال
swotting
گذشته ساده
swotted
اسم مفعول
swotted
مثالها
The students decided to swot together to improve their chances of passing.
دانشآموزان تصمیم گرفتند با هم سخت درس بخوانند تا شانس قبولی خود را افزایش دهند.



























