جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bevy
01
*دسته پرنده
a group of birds, especially quails or larks, that are typically seen or kept together
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bevies
مثالها
The hunters spotted a bevy of birds near the thicket.
شکارچیان دستهای از پرندگان را در نزدیکی بیشه دیدند.
02
یک گروه, یک دسته
a collection of individuals sharing a common trait
مثالها
The party was filled with a bevy of influencers.
مهمانی پر از یک گروه از اینفلوئنسرها بود.



























