جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Steering wheel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
steering wheels
مثالها
He turned the steering wheel sharply to avoid the obstacle in the road.
او فرمان را به شدت چرخاند تا از مانع در جاده جلوگیری کند.



























