جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sofa bed
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sofa beds
مثالها
She pulled out the sofa bed to accommodate her friend who needed somewhere to sleep.
او مبل تختخوابی را بیرون کشید تا دوستش که به جایی برای خواب نیاز داشت را جا دهد.



























