جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soap opera
01
سریال آبکی, سریال زرد
a TV or radio show, broadcast regularly, dealing with the routine life of a group of people and their problems
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soap operas
مثالها
The soap opera's dramatic twists keep viewers coming back for more.
پیچوخمهای دراماتیک سریال تلویزیونی بینندگان را برای دیدن بیشتر برمیگرداند.



























