جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sneakily
01
دزدکی, مکارانه
in a way that is secretive and sly
مثالها
She sneakily read her sibling's diary when they were out.
او دزدکی دفترچه خاطرات خواهر یا برادرش را وقتی که بیرون بودند خواند.
درخت واژگانی
sneakily
sneaky
sneak



























