جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sneakily
01
دزدکی, مکارانه
in a way that is secretive and sly
اطلاعات دستوری
مثالها
He sneakily grabbed an extra cookie from the jar when no one was looking.
او دزدکی یک کلوچه اضافی از شیشه برداشت وقتی کسی نگاه نمیکرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
sneakily
sneaky
sneak



























