to slack off
slack
slæk
slāk
off
ɒf
of

تعریف و معنی "slack off"در زبان انگلیسی

to slack off
01

سست شدن, کم شدن

become less in amount or intensity 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
slack
زمان حال
slack off
سوم‌شخص مفرد
slacks off
وجه وصفی حال
slacking off
گذشته ساده
slacked off
اسم مفعول
slacked off
02

تنبلی کردن, از زیر کار در رفتن

to deliberately avoid work or put in minimal effort 
عامیانه
مثال‌ها
Emily is slacking off this last semester. 

امیلی در این ترم آخر از کار شانه خالی می‌کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه