جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bee sting
01
نیش زنبور, خرز زنبور
a painful mark on the skin caused by the sting of a bee
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bee stings
مثالها
She got a bee sting while gardening and had to apply ice to reduce the swelling.
او در حین باغبانی نیش زنبور گرفت و مجبور شد یخ بگذارد تا تورم کاهش یابد.



























