جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to see red
01
خون جلوی چشم کسی را گرفتن, به شدت عصبانی شدن
to suddenly become enraged and uncontrollably angry
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
He saw red when he found out someone had tampered with his project.
خون جلوی چشمش گرفت وقتی فهمید کسی با پروژهاش دستکاری کرده است.



























