جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sedition
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The political leader faced charges of sedition for delivering a speech encouraging mass protests against the ruling regime.
رهبر سیاسی به اتهام تحریک به شورش به دلیل ایراد سخنرانی که تظاهرات گسترده علیه رژیم حاکم را تشویق میکرد، مواجه شد.
درخت واژگانی
sedition
sed



























