جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to be amiss
01
به اشتباه تفسیر کردن, نادرست فهمیدن
interpret in the wrong way
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
amiss
فعل پایه
be
زمان حال
be amiss
سومشخص مفرد
is amiss
وجه وصفی حال
being amiss
گذشته ساده
was amiss
اسم مفعول
been amiss



























