جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Roadkill
01
حیوان زیر گرفته شده, قربانی جاده
an animal that has been struck and killed by a vehicle on the road
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She felt sad when she saw the roadkill on her morning commute.
وقتی حیوان زیر گرفته شده را در مسیر صبحگاهی خود دید، احساس غم کرد.
درخت واژگانی
roadkill
road
kill



























