roach
roach
rəʊʧ
rewch
reach

تعریف و معنی "roach"در زبان انگلیسی

Roach
01

سوسک, سوسک حمام

any of numerous chiefly nocturnal insects; some are domestic pests 
roach definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
roaches
02

روچ, ماهی آب شیرین اروپایی

European freshwater food fish having a greenish back 
03

ته سیگار ماریجوانا, بقایای سیگار حشیش

the butt of a marijuana cigarette, usually too small to smoke comfortably 
عامیانه
مثال‌ها
He saved the roach to finish later with a pipe. 

او ته سیگار را برای تمام کردن بعداً با پایپ ذخیره کرد.

04

روفی, داروی تجاوز

street names for flunitrazepan 
05

یک دسته موی شانه شده به عقب از پیشانی, یک حلقه موی برس کشیده به عقب از پیشانی

a roll of hair brushed back from the forehead 
to roach
01

قطع یال (اسب), تراشیدن یال (اسب)

cut the mane off (a horse) 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
roach
سوم‌شخص مفرد
roaches
وجه وصفی حال
roaching
گذشته ساده
roached
اسم مفعول
roached
02

شانه زدن مو به صورت تاج خروس, شانه کردن مو به سمت بالا

comb (hair) into a roach 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه