جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
right away
01
فورا, بیدرنگ
quickly and without hesitation
همآیی
اطلاعات دستوری
مثالها
He fixed the issue right away to prevent further complications.
او مشکل را فوراً حل کرد تا از عوارض بیشتر جلوگیری کند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فورا, بیدرنگ
او مشکل را فوراً حل کرد تا از عوارض بیشتر جلوگیری کند.