جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Quick fix
01
راه حل موقتی, راه حل آسان
an immediate solution that offers temporary relief or improvement to a problem without addressing the root cause
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
quick fixes
مثالها
Hiring two freelancers was a quick fix, not a real staffing plan.
بسیاری از افراد به رژیمهای مد روز به عنوان یک راه حل سریع برای کاهش وزن روی میآورند، اما اغلب در دستیابی به نتایج پایدار ناموفق هستند.
LanGeek



























