to quaff
Pronunciation
/ˈkwɑf/

تعریف و معنی "quaff"در زبان انگلیسی

to quaff
01

سر کشیدن (نوشیدنی), لاجرعه نوشیدن، قلپ‌قلپ نوشیدن

to drink a large quantity of a liquid in a hearty, enthusiastic manner
Transitive: to quaff a liquid
to quaff definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
quaff
سوم‌شخص مفرد
quaffs
وجه وصفی حال
quaffing
گذشته ساده
quaffed
اسم مفعول
quaffed
مثال‌ها
As the toast was raised, everyone cheered and began to quaff their glasses in celebration.
همانطور که نان تست بلند شد، همه تشویق کردند و شروع به نوشیدن لیوان های خود در جشن کردند.
Quaff
01

یک جرعه بزرگ, یک نوش بزرگ

a large drink, typically consumed with enjoyment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
quaffs
مثال‌ها
The celebrants raised a quaff of ale to the happy couple.
شرکت‌کنندگان جشن یک جرعه بزرگ از آبجو را برای زوج خوشبخت بالا بردند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه