جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Post-mortem
01
کالبدشکافی, بررسی پس از مرگ
an examination of a body after death to find out the cause
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
post-mortems
مثالها
The doctor performed a post-mortem.
پزشک یک کالبدشکافی انجام داد.
02
تحلیل پس از رویداد, بحث پس از مرگ
discussion of an event after it has occurred



























