جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Porker
01
چاق, خوک
a fat or overweight person
توهینآمیز
عامیانه
مثالها
She gained thirty pounds and her ex started calling her a porker behind her back.
او سی پوند اضافه کرد و دوست پسر سابقش شروع کرد به صدا زدن او خوک پشت سرش.
02
خوک پرواری, خوک چاق شده
a pig fattened to provide meat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
porkers



























