جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Plentitude
01
فراوانی، پر بودن
the state of having a large or sufficient amount of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
plentitudes
مثالها
The garden was a place of color and plenitude in the spring.
باغ در بهار مکانی پر از رنگ و فراوانی بود.



























