pillion
pill
ˈpɪl
pil
ion
jən
yēn
billionzillionjillionmillion

تعریف و معنی "pillion"در زبان انگلیسی

Pillion
01

صندلی عقب, صندلی مسافر

a seat behind the main rider on a motorcycle 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
pillions
مثال‌ها
She rode pillion on his motorcycle during the parade. 

او در طول رژه روی صندلی عقب موتورسیکلت او نشست.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه