جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pigsty
01
طویله خوک, آغل خوک
a small, messy enclosure where pigs live
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pigsties
مثالها
He cleaned the pigsty before feeding the animals.
او طویله خوکها را قبل از تغذیه حیوانات تمیز کرد.



























