جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to philander
01
لاس زدن, زنبازی کردن
(of a man) to have casual sexual affairs with multiple women
مثالها
She had no interest in dating him after discovering that he was known to philander.
او پس از اینکه فهمید که به رابطههای جنسی گذرا با زنان متعدد معروف است، هیچ علاقهای به قرار گذاشتن با او نداشت.
02
معاشقه کردن, رمانتیک رفتار کردن
talk or behave amorously, without serious intentions



























