per diem
per
pədaɪəm
pēdaiem
diem
PD

تعریف و معنی "per diem"در زبان انگلیسی

Per diem
01

حقوق روزانه, پر دیم

money given each day to cover expenses like food while traveling or working away from home 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The company provides a per diem allowance for employees traveling on business trips. 

شرکت برای کارکنانی که به سفرهای کاری می‌روند، کمک هزینه روزانه ارائه می‌دهد.

per diem
01

روزانه

on each day, especially in financial contexts 
اطلاعات دستوری
مثال‌ها
The film crew members were paid per diem to cover their daily expenses while on location. 

به اعضای تیم فیلم‌سازی حقوق روزانه پرداخت شد تا هزینه‌های روزانه‌شان در محل فیلم‌برداری پوشش داده شود.

per diem
01

روزانه

happening or being done every day, especially in financial contexts 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجه‌ناپذیر
مثال‌ها
The per diem budget for office supplies ensures that there is enough funding allocated for daily operational needs. 

بودجه روزانه برای لوازم اداری اطمینان می‌دهد که بودجه کافی برای نیازهای عملیاتی روزانه اختصاص داده شده است.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه