جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Papist
01
پاپیست, کاتولیک رومی
a Roman Catholic, especially one perceived as loyal to the papacy in Rome
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
papists
مثالها
The papist whispered prayers during the meeting.
پاپیست در طول جلسه دعاها را زمزمه میکرد.
papist
01
پاپیست, کاتولیک رومی
of or relating to or supporting Romanism
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
درخت واژگانی
papistic
papist
pope



























