جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Oximeter
01
اکسیمتر, دستگاه اندازهگیری اکسیژن خون
a device that measures blood oxygen saturation non-invasively
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
oximeters
مثالها
The nurse used an oximeter to check my blood oxygen level.
پرستار از یک اکسیمتر برای بررسی سطح اکسیژن خون من استفاده کرد.



























