جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
one-horse town
01
شهری کوچک با امکانات کم
(of a town) boring and small, with nothing interesting happening
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most one-horse town
شکل تفضیلی
more one-horse town
درجهپذیر
مثالها
Wish my grandparents did n't live in that one-horse town. It's such a boring place!
ای کاش پدربزرگ و مادربزرگم در آن شهر کوچک و خستهکننده زندگی نمیکردند. آنجا جای خیلی خستهکنندهای است!



























