جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ogre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
ogres
مثالها
The story described a terrifying ogre that would capture and eat unwary travelers.
داستان یک غول ترسناک را توصیف میکرد که مسافران بیاحتیاط را شکار میکرد و میخورد.
02
غول, هیولا
a person who is extremely cruel, ruthless, or inhuman
مثالها
Children the old ogre in the neighborhood.
بچهها، غول پیر محله.



























