جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nib
01
نوک, نوک منقار
the hard, pointed part of a bird's beak
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nibs
مثالها
The sparrow used its nib to pick at the seeds.
گنجشک از نوک خود برای نوک زدن به دانهها استفاده کرد.
02
نوک خودکار
the tip of a pen that puts the ink on paper
مثالها
The calligrapher selected a fine nib to create delicate lines in the artwork.
خوشنویس یک نوک ظریف را برای ایجاد خطوط ظریف در اثر هنری انتخاب کرد.



























