جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
New moon
01
ماه نو
the moon when only a small portion of its bright side is visible from the earth
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
new moons
مثالها
Skywatchers eagerly awaited the appearance of the new moon.
تماشاگران آسمان مشتاقانه منتظر ظهور ماه نو بودند.
مثالها
Families planned a night of watching the stars during the new moon, enjoying the dark sky with a subtle crescent moon.
خانوادهها شبی را برای تماشای ستارهها در طول ماه نو برنامهریزی کردند، از آسمان تاریک با هلالی ظریف از ماه لذت بردند.



























