جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
neatly
مثالها
His tools were laid out neatly in a row.
ابزارهایش به منظمی در یک ردیف چیده شده بودند.
02
ماهرانه, موثر
in a clever, efficient, or effective way that is easy to understand or well-executed
مثالها
The story ends neatly, tying up all the plot threads.
داستان به طور کامل به پایان میرسد، تمام رشتههای داستان را به هم میبافد.
درخت واژگانی
neatly
neat



























