mussy
mu
ˈmʌ
ma
ssy
si
si
mushymossymustymusky

تعریف و معنی "mussy"در زبان انگلیسی

mussy
01

کثیف و نامرتب, به هم ریخته و کثیف

dirty and disorderly 
mussy definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
mussiest
شکل تفضیلی
mussier
درجه‌پذیر
حوزه
cleanliness, order, appearance

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

mussiness
mussy
muss
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه