جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mrs
01
خانم
a formal title for a married woman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
شکل جمع
Mrs.
مثالها
Mrs. Smith will chair the committee meeting tomorrow.
خانم اسمیت ریاست جلسه کمیته فردا را بر عهده خواهد داشت.
02
همسر (خانم)
a woman who is married to someone
مثالها
I met my brother's Mrs at the family reunion.
من با خانم برادرم در گردهمایی خانواده ملاقات کردم.



























