جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to ask round
01
دعوت کردن, درخواست ملاقات
to ask someone to visit and spend time at one's place
Dialect
British
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
round
فعل پایه
ask
زمان حال
ask round
سومشخص مفرد
asks round
وجه وصفی حال
asking round
گذشته ساده
asked round
اسم مفعول
asked round
مثالها
We always ask our neighbors round for a barbecue.
ما همیشه همسایههایمان را برای باربیکیو دعوت میکنیم.
02
دور و بر پرس و جو کردن, با افراد زیادی صحبت کردن برای کسب اطلاعات
to talk to many people in order to gain information
Dialect
British
مثالها
I'll ask round my friends to see if anyone has recommendations for a good restaurant.
من از دوستانم میپرسم تا ببینم آیا کسی پیشنهادی برای یک رستوران خوب دارد.



























