جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Long shot
01
تیری در تاریکی
an attempt made without having any high hopes of achieving success
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
long shots
مثالها
It was a long shot, but I emailed the editor and asked if she would read my article.
او برای بورسیه معتبر درخواست داد، حتی با اینکه میدانست به دلیل رقابت شدید شانس کمی دارد.
02
شرکت کننده غیر محتمل, نامزد بعید
a contestant that is unlikely to win



























