جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Log cabin
01
کلبه چوبی
a small house, particularly one in the mountains or the countryside, that is made of thick pieces of wood
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
log cabins
مثالها
They spent their summer weekends in a cozy log cabin by the lake, surrounded by trees.
آنها آخر هفتههای تابستانی خود را در یک کلبه چوبی دنج در کنار دریاچه، محصور در میان درختان گذراندند.



























