جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lighted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most lighted
شکل تفضیلی
more lighted
درجهپذیر
مثالها
The lighted candles created a warm ambiance in the room.
شمعهای روشن شده یک فضای گرم در اتاق ایجاد کردند.
مثالها
The lighted room felt welcoming and cheerful.
اتاق روشن احساس خوشامد و شادمانی میداد.
درخت واژگانی
unlighted
lighted
light



























