جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lie detector
01
دروغ سنج, پلیگراف
a machine that measures bodily changes to see if someone might be lying
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lie detectors
مثالها
He was asked to take a lie detector test.
از او خواسته شد که آزمایش دستگاه دروغسنج را انجام دهد.



























