جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Art gallery
01
گالری آثار هنری, نگارخانه
a building where works of art are displayed for the public to enjoy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
art galleries
مثالها
She spent the afternoon exploring the art gallery, captivated by the vibrant colors and unique styles on display.
او بعدازظهر را به گشتزنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگهای زنده و سبکهای منحصر به فرد نمایش داده شده.



























