جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
زمین زدن, به زمین انداختن
بوکسور با یک آپرکات قدرتمند حریفش را به زمین زد.
خراب کردن (دیوار، ساختمان و...)
بولدوزرها در حال ویران کردن ساختمانهای قدیمی هستند تا راه را برای یک توسعه جدید باز کنند.
ویران کردن, سرنگون کردن
تیم تخریب از مواد منفجره برای ویران کردن ساختمان قدیمی و راه اندازی یک پروژه ساخت و ساز جدید استفاده کرد.
زدن و کشتن, زدن و مجروح کردن
ماشین پرسرعت زد و کشت دوچرخهسوار را، که منجر به آسیبهای تهدیدکننده زندگی شد.
قیمت را پایین آوردن, چانه زدن برای کاهش قیمت
من توانستم فروشنده را برای ماشین دست دوم به 200 دلار پایین بیاورم.
با چکش حراج زدن, فروش را نهایی کردن
حراجگذار جواهر نادر را به یک کلکسیونر با قیمت رکورد فروخت.
سریع نوشیدن, پایین کشیدن
او شاتهای تکیلارا مثل اینکه فردایی وجود ندارد پایین میکشد.
جدا کردن, خراب کردن
کارگران کارخانه مبلمان را برای آمادهسازی جهت حمل و نقل از هم جدا میکنند.
پایین آوردن, کاهش دادن
خریداران با فروشنده مذاکره کردند و توانستند قیمت ماشین دست دوم را از ۲۰،۰۰۰ دلار به ۱۸،۰۰۰ دلار پایین بیاورند.



























