جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Klutz
01
دست و پا چلفتی, ناشی
a clumsy or awkward person who often drops things or has accidents
Dialect
American
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
klutzes
مثالها
Watch out – I'm such a klutz and might spill this tray.
مراقب باش – من یک دست و پا چلفتی هستم و ممکن است این سینی را بریزم.
LanGeek



























