جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Dauerfrost
01
یخبندان دائمی
Ein Boden, der das ganze Jahr gefroren bleibt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Dauerfrostes
مثالها
Dauerfrost verhindert das Pflanzenwachstum.
پرمافراست از رشد گیاهان جلوگیری میکند.



























