جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
weit
01
دور, بافاصله
Große räumliche oder zeitliche Entfernung
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
weiteste-
شکل تفضیلی
weiter
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das ist in weiter Ferne.
این در دور است.
02
گشاد
Nicht eng anliegend
مثالها
Er trägt immer weite Hosen.
او همیشه شلوارهای گشاد میپوشد.
03
وسیع, گسترده
Große Ausdehnung in der Fläche
مثالها
Das Zimmer ist überraschend weit.
اتاق به طور شگفتانگیزی وسیع است.
weit
01
خیلی, بسیار
In hohem Maß
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Das ist weit einfacher als ich dachte.
این خیلی راحتتر از چیزی است که فکر میکردم.



























