جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Vorfall
01
پیشامد, اتفاق، رویداد، واقعه
Ein unerwartetes Ereignis, oft negativ oder problematisch
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Vorfälle
شکل ملکی
Vorfall(e)s
مثالها
Der Vorfall im Park wurde der Polizei gemeldet.
حادثه در پارک به پلیس گزارش شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
vorfall
vor
fall



























