جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
trocken
01
خشک, بیآب
Ohne Feuchtigkeit oder Wasser
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
trockenste-
شکل تفضیلی
trockener
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Mein T-Shirt ist wieder trocken.
تیشرت من دوباره خشک است.
02
بدون شکر (شراب)
Wein mit restzuckergehalt unter 4g/Liter
مثالها
Ich trinke gern trockenen Wein.
من دوست دارم شراب خشک بنوشم.



























