das System
Pronunciation
/zɪsˈteːm/

تعریف و معنی "system"در زبان آلمانی

Das System
01

سیستم, چهارچوب

Eine Gruppe von Teilen, die zusammen funktionieren
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Systems
شکل جمع
Systeme
مثال‌ها
Das Heizsystem funktioniert gut.
سیستم گرمایشی به خوبی کار می‌کند.
02

نظام

Eine organisierte Ordnung oder Struktur
مثال‌ها
Das System funktioniert nicht immer fair.
سیستم همیشه به طور عادلانه کار نمی‌کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه