جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schmelzen
01
ذوب شدن, آب شدن
unter dem Einfluss von Wärme flüssig werden oder zergehen
اطلاعات دستوری
بیقاعده
فعل کمکی
sein
گذشته ساده
schmolz
اسم مفعول
geschmolzen
مثالها
Das Eis schmilzt langsam in der Sonne.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ذوب شدن, آب شدن